تحلیل فیلم کوتاه پایپر از نگاه کسب و کار ( piper )

تحلیل فیلم کوتاه پایپر از نگاه کسب و کار ( piper )Reviewed by میر ناصر جعفری on Dec 4Rating: 5.0تحلیل فیلم پایپر از نگاه کسب و کار و کارآفرینیاول فیلم به نظر میرسه که شرایط جامعه آرومه . یه آدم ثروتمند داره با خیال راحت قدم میزنه و پول درمیاره. مردم عادی (آبچلیک ها) هم برای به دست آوردن پول دارن دست و پا میزنن.وقتی زمان خطر کردن (موج دریا) فرا میرسه ، مردم عادی به محل امنی فرار میکنن و پس از رفع خطر، دوباره خرجی خودشون رو درمیارن. در این لحظه شخصیت اصلی قصه مون از مدرسه فارغ التحصیل میشه. موقعیت قبلی که داشته اونو تنبل بارآورده. اون دوست نداره از کنار مادرش تکون بخوره ولی مادرش اونو متوجه دنیای واقعی میکنه و خودش به طرف دنیای واقعی حرکت میکنه.
تبلیغات (درصورت تمایل برای مشاهده کلیک کنید) !!!
پایپر
پایپر

 فیلم کوتاه پایپِر

 

تحلیل فیلم کوتاه پایپر از نگاه کسب و کار و کارآفرینی :

اول فیلم به نظر میرسه که شرایط جامعه آرومه . یه آدم ثروتمند داره با خیال راحت قدم میزنه و پول درمیاره.

مردم عادی (آبچلیک ها) هم برای به دست آوردن پول دارن دست و پا میزنن.

وقتی زمان خطر کردن (موج دریا) فرا میرسه ، مردم عادی به محل امنی فرار میکنن و پس از رفع خطر، دوباره خرجی خودشون رو درمیارن.

در این لحظه شخصیت اصلی قصه مون از مدرسه فارغ التحصیل میشه.

موقعیت قبلی که داشته اونو تنبل بارآورده.

اون دوست نداره از کنار مادرش تکون بخوره ولی مادرش اونو متوجه دنیای واقعی میکنه و خودش به طرف دنیای واقعی حرکت میکنه.

پایپراز دور مادرش رو می بینه که پول درمیاره. پس منتظر میمونه که مادرش براش پول بیاره. ولی مادرش قصد نداره به جوان قصه مون پول بده.

وقتی پایپراز مادرش قطع امید میکنه، تصمیم میگیره کنار مادرش بره و ازش پول بخواد.

در اولین قدم که از خونه خارج میشه، زمین میخوره. دوباره بلند میشه و میره پیش مادرش و ازش پول میخواد .

ولی مادرش دوباره به جای پول دادن توجه جوان رو به کار جلب میکنه.

پایپراولین کارش رو شروع میکنه و پول کمی به دست میاره ولی به شرایط جامعه توجه نداره.

در حالی که همه داشتن از شرایط بحرانی فرار می کردند، توجه پایپربه چیزهای بی اهمیت (کف های آب دریا) جلب میشه و اولین شکست سنگین رو متحمل میشه.

حالا پایپر از دنیای واقعی ترسیده و گوشه ی امنی برای خودش پیدا کرده و از دور داره شرایط رو رصد میکنه.

او از شنیدن اخبار دنیای واقعی (صدای امواج) هم وحشت داره. او منتظره تا بلکه شرایط بهتر بشه و یا مادرش به دادش برسه.

ولی شرایط هیچ وقت بهتر نمیشه و نیاز به پول (صدای شکمش) هم روز به روز بیشتر میشه.

کسی نیست که به داد پایپر برسه. پس بلند میشه و این بار میخواد با احتیاط و سنجیده به طرف دنیای کسب و کار حرکت کنه.

او یک فرصت مناسب رو شناسایی میکنه ولی درست زمانی که میخواد نتیجه بگیره موج مشکلات فرا میرسه.

پایپر دوباره فرار میکنه ولی جالبه که موج مشکلات به فرصتی که پایپر پیدا کرده بود کاری نداره.

در همین حین سفیران موفقیت (حلزون ها) پیدا میشن و توجه پایپر رو به خودشون جلب میکنن.

جوان می بینه که اون ها وارد دنیای کسب و کار میشن و وقتی شرایط پیچیده میشه ، در همان نقطه ای که هستند دوام میارن و پس از آروم شدن اوضاع دوباره به کارشون ادامه میدن.

پس از آروم شدن اوضاع، پایپر پیش سفیر کوچولوی موفقیت میره و می بینه که اتفاقی براش نیفتاده و او داره به کارش ادامه میده.

وقتی پایپر داره سفیر موفقیت رو نگاه میکنه دوباره موجی از مشکلات به طرف اون ها میاد.

سفیر در جایی که ایستاده خودش رو جمع و جور میکنه  تا از مشکلات در امان باشه و جوان هم چون میبینه داره درگیر مشکلات میشه ، از سفیر تقلید میکنه.

موج مشکلات اون ها رو فرا می گیره و پایپر چشم هاش روبسته.در بهبوهه مشکلات، سفیر از پایپر میخواد تا چشم هاش رو باز کنه.

پایپر چشم هاش رو باز میکنه و از دیدن فرصت های بیشماری که در داخل موج مشکلات هستند، شگفت زده میشه.

حالا پایپر فرصت ها رو شناسایی کرده .وقتی که لحظه ای موج مشکلات عقب میشینه، جوان فرصت ها رو شکار میکنه.

او دیگه به خاطر پول کار نمیکنه. بلکه از شناسایی فرصت ها و انجام کارهایی که دیگران ازش ترس دارن لذت می بره.

حالا او علاوه بر خودش خرج چندین نفر رو هم میده.

او شب ها در حالی به خواب میره که به آزادی مالی رسیده و در رویای کشف فرصت های جدید غرق شده.

پایپر زندگی خودت باش

تبلیغات (درصورت تمایل برای مشاهده کلیک کنید) !!!

درباره نویسنده

من ، هر هفته یک کتاب !

مطالب مرتبط

4 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *