فیل درونتان را آزاد کنید! (تقویت حافظه)

فیل درونتان را آزاد کنید! (تقویت حافظه)Reviewed by میر ناصر جعفری on Jul 13Rating: 5.0فیل درونتان را آزاد کنید! (تقویت حافظه)
تبلیغات (درصورت تمایل برای مشاهده کلیک کنید) !!!
fazamaja-slideshow

بیاموزید که چطور به یک قهرمان حافظه تبدیل شده و فیل درونتان را آزاد کنید.قدم به قدم با استفاده از تکنیک های مدرن و باستانی به  اعماق ذهن تان نفوذ خواهید کرد.شما قادر خواهید بود هزاران رقم ، کارت ، اسامی و هر نوع اطلاعاتی را به خاطر بسپارید و به زودی همه ی دوستان و اطرافیانتان را شگفت زده خواهید کرد.

فیل درونتان را آزاد کنید (تقویت حافظه)
فیل درونتان را آزاد کنید (تقویت حافظه)

تکنیک لوسی

نحوه ی استفاده از تکنیک لوسی را بیاموزید و اولین سفر ذهنی خود را خلق نمایید. این تکنیک حافظه شما را به جایگاهی قدرتمند برای به خاطرسپاری اطلاعات تبدیل خواهد کرد و این تازه ابتدای راه است!

تکنیک لوسی توسط سناتورهای رومی و یونانیان برای ارائه ی سخنرانی های مسحورکننده در مجلس سنا استفاده می شده است. در آنجا استفاده از هرنوع یادداشتی ممنوع بود، لذا آنان با استفاده از این تکنیک بی نظیر حافظه ی خود را به طرز شگفت انگیزی بالا می بردند. نابغه های سخنرانی مانند سیسرو در قصرهای خود، باغ ها و دیگر مکان ها (loci) قدم می زدند و ترتیب هر چیزی را در این مسیر حفظ می کردند.

برای حفظ کردن یک سخرانی، آنها متن موردنظر را به چندتکه تقسیم می کردند و برای هر تکه نمادی در نظر می گرفتند سپس نمادها را در جایگاه های مختلف قرار می دادند و مسیر را تصور کرده و از یک جایگاه به جایگاه دیگر می رفتند، نمادها را به خاطر می آوردند و آنها را به متن اصلی تبدیل می کردند. به گفته ی سیسرو قصر حافظه ۵۰۰ سال پیش از میلاد توسط شاعری یونانی به نام سیمونیدس ابداع شد:

آنطور که گفته می شود، از سیمونیدس دعوت شد که در یک مهمانی مجلل حضور پیدا کرده و برای حضار شعر بخواند. وی به آن جا رفت و شعر خود را خواند سپس به او گفتند که در بیرون مهمانی دو مرد جوان می خواهند با او صحبت کنند. پس از اینکه سیمونیدس اتاق را ترک کرد، ناگهان ساختمان فروریخت و تمام مهمانان را دفن کرد. این یک فاجعه بود، اما فاجعه ی دیگر این بود که کسی قادر به شناسایی کشته شدگان نبود و افراد نمی توانستند خویشاوندان خود را تشخیص داده و برای خاکسپاری آنها اقدام کنند. در این زمان سیمونیدس که تنها بازمانده ی این واقعه بود، چشمان خود را بست و با تصور سالن مهمانی، محل نشستن هر یک از مهمانان را به خاطر آورد و توانست اجساد را شناسایی کند.

کاری که سیمونیدس انجام داد قابل تعمیم است، از آنجایی که به یادآوردن یک مسیر از «آ» تا «ب» ، در آن مهمانی بسیار کارساز بوده است. شما هم می توانید این را امتحان کنید: چشمان خود را ببنید و اشیای موجود در اتاق خود را به یاد آورید. خواهید دید که می دانید تخت تان ، مبل ، میز و کامپیوتر دقیقاً کجا هستند. تصور کنید که از اتاق خارج می شوید، می توانید راهرو و اتاق های دیگر را ببینید؟ آیا می توانید خانه را ترک کرده و در حیاط خانه قدم بزنید؟ حتی می توانید به محل کار خود بروید و اتاقتان را ببینید. اکنون شما روش loci را کشف کردید!

قدرت مسیر

چرا تکنیک لوسی تا این حد قدرتمند است؟

به دو دلیل ، از یک سو این روش از حافظه ی طبیعی شما برای مکانها استفاده می کند. حتی اگر حس می کنید به راحتی جهت را گم می کنید، هنوز هم می توانید اتاق خود را به خوبی به یاد بیاورید. از طرف دیگر این روش یک ترتیب منطقی را ارائه می دهد. کافیست در اتاق خود درجهت عقربه های ساعت، یا خلاف جهت آن حرکت کنید و تمام اشیا را در ترتیب مشخصی خواهید دید.

قدم اول – مکان خود را انتخاب کنید

برای استفاده از این تکنیک و تبدیل شدن به یک قهرمان حافظه، باید اولین مکان خود را انتخاب کنید. این مکان می تواند هرجایی که شما دوست دارید باشد، اما بهتر است برای بار اول مکانی را انتخاب کنید که به خوبی آن را می شناسید. به طور مثال اتاق خود ، آپارتمان ، خانه و یا محل کار می توانند گزینه ی مناسبی باشند.

قدم دوم – ایستگاه ها را مشخص کنید

وقتی اولین مکان خود را انتخاب کردید ، باید تمام اشیایی که می خواهید در طول مسیر به عنوان ایستگاه از آنها استفاده نمایید را مشخص کنید. ما از این ایستگاه ها برای حفظ کردن مطالب و بازیابی آن ها استفاده خواهیم کرد. تعداد ایستگاه های طول مسیر و میزان اطلاعاتی که می توانید ذخیره کنید را مشخص می کند. پیشنهاد می کنم اولین مسیر شما بین ۱۰ تا ۵۰ ایستگاه داشته باشد. اگر از قوانین خاصی پیروی کنید، مسیر شما موثرتر خواهد شد. اما به خاطر داشته باشید که این قوانین فقط نوعی راهنمایی هستند و اگر دوست داشتید می توانید آنها را بشکنید. چراکه هر شخص ساختار مغزی متفاوتی دارد ، در نتیجه احتمالاً لازم باشد بعضی از قوانین را به سلیقه ی خودتان تغییر دهید. در دنیای حافظه هرگز از امتحان کردن نترسید!

  • ایستگاه های خود را با تمام جزئیات تصور کنید.

  • اولین ایستگاه هایی را که به نظرتان می رسد انتخاب کنید. اولین ها معمولاً بهترین هستند.

  • ترتیب مشخصی برای مسیر خود در نظر بگیرید.(مثلاً در جهت عقربه های ساعت)

  • ایستگاه های خود را خیلی کوچک انتخاب نکنید.( مثلاً یک پریز)

  • ایستگاه های خود را خیلی بزرگ انتخاب نکنید( مثلا یک خانه)

  • ایستگاه ها را خیلی نزدیک به هم انتخاب نکنید.

  • ایستگاه ها نباید فاصله ی زیادی با هم داشته باشند.

  • از ایستگاه های مشابه در یک مسیر استفاده نکنید.

باز هم تکرار می کنم که این قوانین سلیقه ای هستند، آنها را امتحان کنید؛ اگر به شما کمک کرد، نگهشان دارید، در غیر این صورت آنها را تغییر دهید!

قدم سوم – مسیر خود را حفظ کنید.

از آنجایی که مکان خود را به خوبی می شناسید و ایستگاه های آن را مشخص کردید، حفظ کردن آن بسیار ساده خواهد بود. فقط آن را تصور کنید. در مسیرتان قدم بزنید و تمام ایستگاه ها را ببینید. بعد از مدتی تمرین سرعتتان به طرز قابل توجهی بالا می رود و دیگر نیازی ندارید برای هر ایستگاه مکث کنید.

قدم چهارم – استفاده کنید!

با مسیر جدیدتان، قادر هستید هر اطلاعاتی را که دوست دارید ( مثلاً کلمات) با ایستگاه ها مرتبط کنید. این کار به شما کمک می کند ترتیب صحیح را به خاطر بسپارید و بارها و بارها از آن ها برای مقاصد مختلف استفاده کنید.اگر بعد از مدتی این ارتباطات را در ذهن خود مرور نکنید، به طور طبیعی آن ها را فراموش می کنید. این اتفاق در مدت کوتاهی می افتد و به حافظه ی شما بستگی دارد. بعضی از ورزشکاران حرفه ای حافظه ، تصاویر خود را بدون تکرار تا دو هفته به خاطر دارند. بنابراین هرگاه چیزی را حفظ کردید و دیگر به آن نیازی نداشتید ، می توانید به مغزتان اجازه دهید که آن را فراموش کند اگر می خواهید اطلاعاتی را برای تمام عمر خود به خاطر داشته باشید ، احتمالاً یک مسیر کافی نخواهد بود ، چراکه در این صورت دیگر نمی توانید از آن استفاده کنید.

تبلیغات (درصورت تمایل برای مشاهده کلیک کنید) !!!
fazamaja-slideshow

درباره نویسنده

    مطالب مرتبط

    4 نظر

    1. N

      يعني هر ايستگاه يا هر جسمي كه توي اين مكان ذهني وجود داره نماينده ي چيزيه كه قرار حفظ باشيد؟ اگه قضيه در مورد يه مسئله ي استوكيومتري باشه چطور؟ مطمئناً بايد يه جسمي رو به عنوان نماينده ي راه حل اين مسئله (كه قراره حفظ باشيم) قرار بديم. اين خودش گيج كننده س. بعد يه مدت ممكنه تصور اون جسم توي اين مكان ذهني باشه اما به ياد نياريم كه نماينده ي چي بوده. هميشه بايد يه شئ يا وسيله رو تصور كنيم توي اين فضاي ذهني؟ ميدونم هيچ قانوني وجود نداره فقط ميخوام درست انجامش بدم.

      پاسخ

    نظر بدهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.